عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
357
منازل السائرين ( فارسى )
ابته محل شهود اين غنا و بىنيازى يا مظهر اسم غنى شدن ، قلب سالك است . يعنى هم قطع علاقه و ارتباط از غير است و هم اينكه اتصال به مواهب اسم غناء است . در ضمن اين نكته را نبايد فراموش كرد كه تنها غناء در امور مادى ، انسان را مغرور و سرمست و بىتوجه به ديگران نمىكند ، چهبسا افرادى كه به سرمايههاى معنوى دست يافتهاند كه خطر غرور آنها را در ورطهء سقوط و انحطاط قرار دهد ، به همين دليل رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله فرمود : نعم العون على تقوى الله الغنى . « 1 » بهترين كمك براى تقوا و پرهيزكارى ، غنى و بىنيازى است . يعنى با تقوى بايد غناء را حفظ كرد و شايد معنا اين باشد كه اهل تقوى صاحب مقام غناء و بىنياز هستند . چنانكه امام باقر عليه السّلام فرمود : انّ اهل التقوى هم الاغنياء . « 2 » يعنى اهل تقوى چون از انتساب كار ديگران به خود شديدا اجتناب مىكنند درصدد منحاسبهء كار خويش برمىآيند و در كار محاسبهء با خدا از خود سلب همهچيز مىكنند و تنها او را مالك حقيقى مىبينند و در ضمير جانشان اين ندا را مىشنوند كه من مالك شما مىباشم و غنى و مغنى من هستم . ساقى به بىنيازى رندان كه مىبده * تا بشنوى ز صوت مغنّى هو الغنى « 3 » بنابراين هركس به خدا غنى شد غناء و بىنيازى او پايدار است و اگر حوزه حاكميت اسم غنى و مغنى قرار نگرفت دولت بىنيازى او در خطر ويرانى است . از اينجاست كه مولاى متقيان على عليه السّلام فرمود : الغنى بالله اعظم الغنى ، الغنى به غير الله اعظم الفقر و الشقاء . « 4 » هركس به خدا غنى شد بزرگترين سرمايه را داراست ، « 5 » هركس به غيرخدا دارايى دارد به فقر و شقاوت گرفتار آيد . يعنى اقتضاء حال سالك در مقام غنا بايد شهود مالكيت خداوند متعال باشد . آنچه كه در اين بحث خلاصه مىشود عبارتند از :
--> ( 1 ) . مستدرك الوسايل ، ص 509 . ( 2 ) . كافى ، ج 5 ، ص 72 . ( 3 ) . حافظ . ( 4 ) . غرر الحكم ، شرح آقا جمال الدين خوانسارى ، ج 2 ، ص 56 ، ح 1817 و 1818 . ( 5 ) . حضرت حسنزاده آملى در الهى نامه مىفرمايند : خدايا داراتر از من كيست كه تو دارائى منى